الشيخ أبو الفتوح الرازي
414
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كرد با دشمنان ما ايمان دارى ( 1 ) و الَّا به روزى چنين مبتلا شوى ( 2 ) . مالك بن الضّيف گفت همانا مغرور شدى به آن كه جماعتى اغمار كه ايشان را علمى نبود به كارزار ، در دست شما افتادند اگر شما را با ما قتالى باشد با شما نماييم كه كارزار چون باشد . عبادة بن الصامت گفت : يا رسول اللَّه مرا جماعتى بسيار از حلفا ( 3 ) و خويشان هستند از جهودان بسيار عدد ، بسيار سلاح ، سخت شوكت ، و من از موالات ايشان بيزارم و از موالات جمله جهودان ، و مولاى من خداى و رسول خداست . عبد اللَّه ابىّ سلول ( 4 ) گفت اگر تو بيزارى من بيزار نيم كه اين امن و امان كه تو را هست از دوائر ما را نيست رسول - عليه السّلام - عبد اللَّه ابىّ را گفت آنچه به آن نفاست كردى بر عباده صامت از ولايت جهودان و موالات ايشان تو را مبارك باد . عبد اللَّه ابىّ گفت پذرفتم ( 5 ) ولايت ايشان ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . و سدّى گفت سبب آن بود كه چون وقعه ( 6 ) احد برفت مسلمانان پارهاى دل شكسته ( 7 ) شدند و بترسيدند از آن كه مباد كه دگر بار كافران را بر ايشان دستى باشد مردى از جمله مسلمانان گفت امّا من به حمايت دهلك جهود خواهم رفتن و از او امانى بستدن كه من مىترسم كه نبادا ( 8 ) جهودان را بر ما دستى باشد و ديگرى گفت من به حمايت فلان ترسا خواهم رفتن تا مرا امانى بجويد و به زمين شام رفتن ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد ايشان را از اين معنى . عكرمه گفت آيت در مردى آمد نام او ابو لبابة بن عبد المنذر آنگه كه بنى قريظه رضا دادند به حكم سعد بن معاذ ، ايشان را گفت بد كردى كه به حكم او فرود آمدى كه او در حقّ شما بدراى است . قوله : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، قديم - جلّ جلاله - خطاب كرد با مؤمنان و ايشان را گفت اى مؤمنان مصدّقان گرويدگان ( 9 ) اگر هيچ ايمان شما را اصلى هست جهودان و
--> ( 1 ) . وز : آرى ، آج ، لب ، مر : آريد . ( 2 ) . مر : مبتلا خواهيد شد ، لت ، مبتلا شويد . ( 3 ) . وز ، لب ، مر ، مت : خلفاء . ( 4 ) . لت را . ( 5 ) . وز ، مر : پذيرفتم . ( 6 ) . لب : واقعه . ( 7 ) . وز ، آج ، لب ، لت : شكسته دل . ( 8 ) . آج ، لب ، مر ، لت : مبادا كه . ( 9 ) . مر ، لت : گروندگان .